بابا صفرى

355

اردبيل در گذرگاه تاريخ ( فارسى )

منقد محترم و يا خوانندگان دانشمند ديگر ممكن است اين گفتار را از ما نپذيرند ولى ما در بيان آن خود را صادق ميدانيم كه وقتى صحبت از روسيهء شوروى بميان ميآيد پيشرفتهاى علمى و صنعتى و امكانات مالى و نظامى آن هيچيك به قدر مبارزهء آنها با اشغالگران كشورشان در جنگ جهانى دوم حس احترام نسبت بدان ملت را در دل ما ايجاد نمىنمايد . ملت روس در نظر ما از آنجهت سرفراز است كه عليه بيگانگان متجاوز بمبارزه برخاست و آنهمه كشتار داد و مصائب را تحمل نمود بدين منظور كه وقتى زن و بچهء آنها پا از محيط خانه بيرون ميگذارند جز سيماى مطلوب هموطنان خود قيافهء ديگرى را نه بينند . الجزايريها از آن حيث در جامعهء امروزى بشر احترام دارند كه ساليان دراز عليه اشغالگران بروبومشان ، كه حتى بتعبير متمدنين امروز متمدن‌تر از آنها بودند ، جنگيدند و يوغ بندگى آنها را بر گردن نگرفتند . امروز مردم دنيا با همهء ثروت و قدرت نظامىايكه ممالك متحدهء امريكاى شمالى دارد بر ملل درماندهء هند و چين حرمت خاصى قائلند زيرا آنان هست و نيست خود را بر سر آن گذاشتند كه كشورشان را كسانى غير از خود آنها در اختيار نداشته باشند . ما معتقديم كه فيلسوف و دانشمند مورد احترام ما ، با توجه به اين مطالب و با رعايت جانب عدل و نصفت بما حق خواهد داد كه آن جمله از نوشتهء ايشانرا بدين شكل تصحيح كنيم كه « گرايش سياسى آشكار كتاب جنبهء ميهن‌دوستى شديد و روحيهء ضد بيگانه‌اى آنست از هرملت و هركشور و هرمسلك و مرام سياسى و اجتماعى كه باشد . » . اين انصاف در جاى ديگرى از نوشتهء ايشان نيز مورد نياز ماست و آن قصاصى است كه مؤلف قبل از جنايت با قلم ايشان بدان محكوم گشته است و در نقد ايشان چنين آمده است « مؤلف بىتاب است كه در اين زمينه جلوه‌گرى كند . بايد گفت بابا تا همين جا بس است و دست‌بردار و ملاحظهء ارباب بىمروت دنيا را به حد كافى كردى كمى هم در فكر باقيات صالحات باش » و « اگر آقاى صفرى باتكاى آنكه از اين پس خود شاهد عينى حوادث است جلد ضخيمى بر جلد اول بيفزايد ناچار بايد منتظر يك اثر مضر ارتجاعى شد كه در واقع از جهت افكار عمومى و در طى زمان بسود خود او نيست . . . » . اينقبيل نوشته‌ها ممكن است در طرف هيجاناتى بوجود آورد و هرآينه نوشته -